حسن حبيبى ومحمد باقر وثوقى
122
بررسى تاريخى ، سياسى و اجتماعى اسناد بندر عباس ( فارسي )
منشيانه وام گرفتهاند اما بقيهء مطلب يا به شيوهء محاوره نزديك شده يا با آن منطبق گرديده است . در اين اسناد وقايع سياسى و اقتصادى و اجتماعى و اتفاقات عمومى و يا شخصى درهم آميختهاند . واژگان به كار رفته در دورهء قاجار ، و در خصوص مورد ، واژگان به كار گرفته شده در اسناد بندر عباسى ، كه به نسبت نيز حجمشان قابل توجه است ، با فارسى معيار امروز تفاوتهائى دارند . برخى از واژههاى آن دوره در فارسى معيار كنونى مهجورند و به كار نمىروند و برخى ديگر مورد استعمالشان بسيار اندك است . اين واژهها غير از واژههاى فنى مربوط به وسائل حمل و نقل دريايىاند كه تعدادشان كم است و به طور جداگانه در فهرستهاى پايان كتاب خواهند آمد . تركيباتى هم در اسناد وجود دارند كه بخشى از آنها به عناوين و القاب و خطابها و يا تعارفات جامعه در زمان معين مربوط مىشوند و داراى جنبههاى مردمشناختى و جامعهشناختىاند . همچنين تعبيرات گوناگونى هم هستند كه مندرج در عبارات بيشوكم طولانىاند و معنائى خاص را دربر دارند و يا احترامات و تعارفات مخصوص را مىرسانند و بالاخره تركيبات و تشبيهات و استعارات به نسبت زيبايى وجود دارند كه هر چند اندكند اما همچنان قابل استفاده يا مورد استفادهاند . 2 - القاب و عناوين و خطابها 1 - 2 - مقدمه تنها موردى كه در اين اسناد مىتوان اثرى از نثر منشيانه دورهء قاجار را ملاحظه كرد مربوط به چگونگى به كارگيرى عنوانها و خطابهاى ابتداى نامههاست . اين عناوين و القاب و خطابها دربردارندهء نمونههاى متعددى از الفاظ و واژههاى معمول در اسناد ديوانى دورهء قاجارند ، همين نكته را ، با مسامحه ، مىتوان در پايان نامهها نيز ملاحظه كرد . مقصود از القاب و عناوين و خطابها آن دسته از واژهها يا عبارات و جملههائى هستند كه در درجهء اول مخصوص شاهان قاجار تا پايان دورهء مظفرىاند و در مرحله بعد مربوط به صدر اعظم و وزيران ، به ويژه وزير خارجه ، و نيز برخى از واليان و فرمانروايان ، مانند والى فارس ، مىشوند . در اين فصل از جهت آنكه امكان مقايسه با شيوههاى ديگر بيان اين دوره ، فراهم آيد به چند نمونه كه برگرفته از اسناد ديگر است اشاره مىشود اين نمونهها از دو كتاب « اسناد سياسى » و « نامههاى تاريخى » گردآورى ابراهيم صفائى نقل مىگردند : الف - القاب و عناوين شاه و خطابها ( * ) امين السلطان و مخبر الدوله در نامهها و گزارشهاى متعدد خود به ناصر الدين شاه وى را بدينگونه خطاب مىكنند « قربان خاكپاى جواهرآساى اقدس همايونت شوم ( نامههاى تاريخى : صص 78 ، 76 ، 54 ، 49 و . . . ) ( * ) و نيز مشير الدوله در نامهاى كه به اتابك از قول مظفر الدين شاه مىنويسد شاه را چنين عنوان مىدهد . « بندگان اعليحضرت اقدس همايون شاهنشاهى ارواحنا فداه . » ( نامههاى تاريخى : ص 122 ) ب - امين السلطان ، صدر اعظم ، نيز به شرح زير عنوان مىيافته و مخاطب قرار مىگرفته است : « حضور حضرت اجل اشرف اكرم وزير اعظم مد ظله العالى » ( اسناد سياسى ص 42 ) « بندگان حضرت مستطاب اجل اشرف افخم آقاى امين السلطان وزير اعظم » ( اسناد سياسى ؛ ص 51 ) « جناب جلالتمآب اجل اكرم اشرف ارفع افخم اعظم دوستان استظهارا ، مشفقا ، مكرما ، معظما ، مهربانا » . . . ( نامه الكسى استاميز ، شارژدافر سفارت روسيه به امين السلطان ، اسناد سياسى : ص 178 ) « جناب مستطاب اجل اشرف اكرم افخم دوستان استظهارا ، معظما » ( نامهء يوتسف وزير مختار روسيه به امين السلطان ، اسناد سياسى ص 181 ) « حضرت مستطاب اجل اشرف ارفع امجد اكرم افخم صدر اعظم » ( از ميرزا رضا خان ارفع الدوله به صدر اعظم ، امين السلطان ) و مانند اينها 2 - 2 - عناوين و القاب و خطابهاى موجود در اسناد بندر عباسى اين عناوين و القاب و خطابها به چند دسته تقسيم مىشوند : 1 - 2 - 2 - عناوين و القاب شاهان قاجار در اسناد بندر عباسى ( * ) در اسناد بندر عباسى خطابهائى از اين دست اندكاند و بيشتر به صورت عناوينى هستند كه به طور غيرمستقيم در درج كلام آمدهاند يا براى مثال به توسط وزير خارجه از قول مقام بالاتر ذكر شده و نيز در نامههاى مسئولان به يكديگر در هنگام ياد كرد شاه عنوان گرديدهاند . « سنى الجوانب اعليحضرت قدر قدرت همايون شاهنشاه جمجماه اسلاميان پناه روحى و روح العالمين فداه » ( 213 ) « 1 » « بندگان اعليحضرت سكندر جاه سلطنت پناه خلافت دستگاه شاهنشاهى ارواح العالمين فداه » ( 348 ) « سركار بندگان اقدس اعلى حضرت ظل اللهى شاهنشاهى روحى و روح العالمين فداه » ( 72 ) « اعليحضرت قدر قدرت اقدس همايون شاهنشاه جمجاه ظل اللّه روحنا و روح العالمين فداه ( 139 ) « حضرت اقدس شاهنشاهى روحى و روح العالمين فداه خلد اللّه ملكه و سلطانه » ( 154 ) « اعليحضرت قدر قدرت جاويد عدت پادشاه جمجاه اسلاميان
--> ( 1 ) . شمارههايى كه از اين پس بين دو كمان مىآيند شمارهء اسناد بندر عباسى در اين كتاب است كه بالاى هر سند ذكر شده است .